‏نمایش پست‌ها با برچسب آدم رنگی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آدم رنگی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ اسفند ۱۹, شنبه

چرا امسال ماهی قرمز نمی‌خرم


چرا امسال ماهی قرمز نمی‌خرم
از وقتی چشم باز کردم و یادم میاد، سر سفره هفت‌سین مون ماهی قرمز داشتیم. خاطرات جالبی از بچه‌گی‌م و تنگ ماهی‌ها ندارم، چون داستان همه این ماهیا با مرگ زود هنگامشون و اشکای ما تموم می‌شد. بعد از اینکه زندگی مستقل خودمو شروع کردم هم این سنت غم‌انگیز رو ادامه دادم. اما روزی که فهمیدم خرید ماهی قرمز منو شریک مرگ میلیون‌ها قطعه ماهی کوچولو می‌کنه دیگه ماهی نخریدم. امسال هم ماهی نمی‌خرم، به خاطر اینکه:
اولا ماهی قرمز سنت ایرانی نیست. تو هیچ کدوم از اسناد تاریخی و فرهنگی مربوط به نوروز سندی وجود نداره که ثابت کنه ماهی قرمز سنت نوروزی ایرانه. تو قدیمی‌ترین تابلو نقاشی‌ای که از هفت‌سین وجود داره، اثری از تنگ ماهی دیده نمی‌شه. خب! حتی سنت و فرهنگ ایرانی پشت این کارمون نیست.
دوم اینکه من فکر می‌کردم خیلی لطف می‌کنم که ماهی رو می‌گیرم و میارم خونه، بهش غذا می‌دم، تنگ‌ش رو تمیز می‌کنم، فقط نمی‌دونستم چرا این ماهیای قدرنشناس به جای اینکه خوشحال بشن، می‌میرن. این موجودات خوشگل هیچ وقت توی تنگ و توی خونه نمی‌تونن بیشتر از چند روز یا حداکثر چند ماه عمر کنن. درحالی که تو طبیعت بیشتر از ۱۵ سال زنده می‌مونن و قد می‌کشن.
سومین دلیلم برای نخریدن ماهی قرمز سلامت خودم و کساییه که تو خونه‌ زندگی می‌کنن.تقریبا همه ماهیای قرمز مبتلا به یه بیماری قابل انتقال به انسان هستن. سالمونلا ویروس قابل انتقال از آبزیان به انسانه که پوست و سیستم تنفسی رو درگیر می‌کنه. هر تماسی با آبی که ماهی توش زندگی می‌کنه، می‌تونه این ویروس رو به بدن ما منتقل کنه.
آخرین دلیلم اینه که سعی می‌کنم با حیوانات و طبیعت مهربون باشم. روزی که فهمیدم این موجوادت ظریف تا وقتی به دست من برسن، چند بار به خاطر جابجایی قلب‌شون از کار ایستاده، دلم گرفت. ولی انگار همین کافی نیست که تو خونه هم می‌ریم و میاییم و یه ضربه‌ای به تنگ می‌زنیم. من نمی‌دونستم همین صدا می‌تونه نقش ضربه یه پتک رو برای ماهی اسیر تنگ بازی کنه. کمی که به این چیزا فکر کردم، دیدم واقعا این خرید بی‌دلیل یه جنایته تمام و کمال در حق طبیعته.
حالا سال ۹۲ رو هم سر سفره‌ای تحویل می‌کنم که مطمئنم سفره‌ای برای مرگ یه موجود زنده و بیگناه نیست.


۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

شکلات‌های لبخند و شادی


شکلات‌های لبخند و شادی
بچه‌ها شیرین‌ترین موجودات کره زمینن. فرقی نداره دختر باشن یا پسر، بیمار باشن یا سالم، فقیر باشن یا … اونا همیشه آماده دریافت لبخند ما هستن. هر توجه و محبت کوچیکی از طرف ما اونا رو شاد می‌کنه. دنیایی که بچه‌های شادتری داره، دنیای بهتریه و روزی که بچه‌ای رو حتی برای چند لحظه خوشحال کردیم روز بهتریه. پس برای داشتن دنیای بهتر، با هر کاری که از دست‌مون برمیاد باید بچه‌ها رو شاد کنیم.
همین الان هرچی شکلات روی میز دارید بریزید تو کیف‌تون و هر بچه‌ای رو که دیدید با دادن یه شکلات شاد کنید. بچه‌هایی که تو پارک بازی می‌کنن، یا از مدرسه برمی‌گردن و تو اتوبوس کنارتون نشستن، بچه‌های گل فروشی که سر چهار راهن تا چراغ قرمز شه، … همه بچه‌ها به مهربونی نیاز دارن. اونا هرچقدر عشق و محبت از ما بگیرن به سرعت پس‌مون می‌دن و کیه که از لبخند و محبت یه بچه خوشحال نشه.
می‌تونیم از کنار بچه‌ها بی‌تفاوت رد شیم، در حالی که می‌تونیم با یه لبخند و یه شکلات بهشون بگیم دوستشون داریم تا به رومون بخندن. انتخاب سختی پیش روی ما نیست!

۱۳۹۱ اسفند ۹, چهارشنبه

لذت از داشته‌ها، راز شاد بودن


لذت از داشته‌ها، راز شاد بودن
اگه شاد بودن فقط یه راه داشته باشه، اون راه لذت بردن از داشته‌هامونه. اگه بخواهیم لذت بردن از زندگی و احساس شاد بودن رو به داشتن چیزایی که هنوز به دست نیاوردیم موکول کنیم، هیچ وقت لذت خوشبختی رو نمی‌چشیم. چون همیشه چیزایی دیگه‌ای هست که حسرت داشتن‌شون رو بخوریم.
کافیه یه نگاهی به دور و برمون بندازیم و چیزایی که داریم رو ببینیم. وسایلی که داریم، بدن و ظاهرمون، خانواده و دوستامون، شغل‌مون … هر کدوم ما می‌تونیم لیست بلند بالایی از داشته‌هامون تهیه کنیم و از تک تک اونا لذت ببریم. باید یاد بگیریم که با همین چیزهایی که داریم بهترین زندگی که ممکن رو داشته باشیم.
شاد بودن در گرو داشتن چیزای زیاد و خاص نیست. مهم نیست چی داریم، مهم اینه که چطور از داشته‌هامون استفاده کنیم و چطور از همه اینا لذت ببریم. خوشبختی همینه.خوشبختی توانایی لذت بردن از زنده بودنه. وقتی این توانایی رو به دست بیاریم تحمل مشکلات هم کار سختی نیست و موفقیت تو حل مشکلات و سر و کله زدن با اونا هم خودش تبدیل به یه پروسه لذت بخش می‌شه، چون هر مشکلی بهمون یادآوری می‌کنه که برای شاد بودن و خوشبختی باید تلاش کنیم.

۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

معرفی کسب و کار موفقی که ایده اش ساخت جواهرات ساعتی است


معرفی کسب و کار موفقی که ایده اش ساخت جواهرات ساعتی است
موتور ساعت یکی از ظریف‌ترین چیزاییه که بشر درست کرده. تو هر ساعتی، چرخ‌دنده‌های طلایی و نقره‌ای ریز هنرمندانه کنار هم نشستن و به هم گیر می‌کنن تا ثانیه‌های و دقایق ما رو بسازن.

زیبایی صنعتی این موتورا انقدری هست که وقتی عمرشون به عنوان ساعت تموم شد، همچنان شگفتی برانگیز باشن. حالا یکی پیدا شده که می‌خواد عمر دوباره‌ای به موتورای قراضه بده و ازشون سردست، گیره کراوات، گردنبد و انگشتر بسازه.

پیتر لور یه انبار از این موتورای درب و داغون داره که دونه دونه‌شون رو تمیز می‌کنه و با کمی جوشکاری به یه تیکه جواهر تبدیل‌شون می‌کنه. پیتر می‌گه: من از درست کردن اقلام جدید با استفاده از قطعات قدیمی لذت می‌برم . از این که زندگی جدیدی می‌بخشم و به آنها شانس استفاده برای سال‌های بعد را می‌دهم، خوشحالم. من با استفاده از یک مجموعه ۱۰۰۰ تایی از ساعت‌های قدیمی سویس وفرانسه که دیگر نقش‌شان به عنوان یک ساعت به پایان رسیده است، قصد دارم جواهرات غیر معمول و جذابی بسازم.

تولیدکننده خلاق این جواهرات زیبا  ماه پیش دنبال سرمایه‌گذار می‌گشت تا تولیدات‌ش رو بیشتر کنه و تو سایت رسمی‌اش بفروشه. اون فقط ۲۰۰ یورو لازم داشت تا کارش رو شروع کنه اما ۲۴۵۵۱ یورو سرمایه جمع کرد و حالا باید منتظر باشیم تا نتیجه کارش رو ببینیم. ( سایت کیک استارتر)

اون می‌گه از چالش‌ها و خطراتی که ممکنه سر راه کسب و کار تازه‌اش به وجود بیاد نمی‌ترسه. احتمالا پیتر روی دعای خیر ساعتایی که از فراموشی نجات پیدا کردن و دوباره فرصت درخشیدن به دست آوردن حساب باز کرده.

خلاقیت مرز نداره. شاید شما هم تو خونه ساعت قراضه‌ای داشته باشید که هیچ‌وقت دلتون نیومده دور بندازیدش. به این کارا نگاه کنید و از این همه دنده و پیچ ظریف یه چیز قشنگ درست کنید.
whatch movement jewellry 1
whatch movement jewellry 2
whatch movement jewellry 3
whatch movement jewellry 4
whatch movement jewellry 5

۱۳۹۱ اسفند ۲, چهارشنبه

مصاحبه با منیژه و متین – همه چیز درباره برند “دکمه ویرگول”


مصاحبه با منیژه و متین – همه چیز درباره برند “دکمه ویرگول”
منیژه مختاری و متین رسولی دو تا هنرمندی هستن که تو دو رشته متفاوت درس خوندن. ایده‌های اونا برای هنر و کسب و کار یه جایی به هم رسید و تونستن رو تولید یه کالای خلاقانه، هنری و کاربردی با هم به توافق برسن.
 اونا بعد از یه سال کار “دکمه ویرگول” رو از یه ایده ساده به یه کالای صادراتی تبدیل کردن. هنوز اول راه هستن و کلی برنامه برای دکمه‌هاشون دارن. با متین و منیج گپ زدیم و تَه توی “دکمه ویرگول” رو درآوردیم.
دکمه ویرگول
 متین اینا حدود یک ساله که این کار رو جدی دنبال می‌کنن. منیج گرافیک و متین هم نقاشی خونده. اونا می‌گن حداقل فایده درس خوندن تو هر رشته هنری اینه که دنیا رو طوری دیگه‌ای می‌بینی که بیشتر مردم نمی‌بینن: میتونی قابلیت چیزهایی که به نظر پیش‌پا افتاده میان رو کشف کنی و اونو تبدیل به یک اثر خارق‌العاده کنی. ضمنا تحصیل هنر آگاهی در مورد قواعد بصری می‌ده که دونستن این قواعد می‌تونه همه جا به کار آدم بیاد.
دکمه ویرگول
منیژه درباره شروع این کار می‌گه: شروع کار خیلی اتفاقی بود. من این کار رو واسه لباسایی که طراحی می‌کردم انجام می‌دادم. یکی از این دکمه‌ها رو روی کیفم دوخته بودم که متین دید و پیشنهاد داد که این کار یعنی تولید دکمه‌های دست‌ساز رو به شکل یه فعالیت اقتصادی جدی دنبال کنیم.
اولین مشتری‌های این تیم دو نفره از حلقه دوستاشون بودن که قبل از بسته بندی چندتا از اونا رو خریدن و این شروع رسمی تجارت “دکمه ویرگول” بود. بعد از این فروش منیژه چند تا از این دکمه‌ها رو برد گالری “بانو جی” که قبلا باهاشون کار طراحی لباس می‌کرد. اونجا اولین فروشگاهی بود که پای این دکمه‌ها دست‌ساز بهش باز شد. بچه‌ها کارشون رو با طراحی و پخش پوستر و تبلیغات اینترنتی ادامه دادن.
دکمه ویرگول
اما بچه‌ها برنامه‌های دیگه‌ای تو سرشون دارن: می‌خواهیم یه برند شناخته شده جهانی و تخصصی تولید دکمه‌های دست‌ساز باشیم. برنامه‌ریزی‌هایی کردیم که تا چند ماه آینده کارمون رو به بازارهای اروپایی برسونیم. قبل و بعد از شروع کار کلی درباره دکمه‌های دست‌ساز تحقیق کردیم و فهمیدیم بازار بکر و کم رقیبی داریم که دستمون رو برای پیشرفت و خلاقیت‌های بیشتر باز می‌ذاره.
دکمه ویرگول
ویژگی خاص “دکمه ویرگول” اینه که از چیزا دور ریز درست می‌شه. سازنده‌های “دکمه ویرگول” چیزایی رو که به نظر خیلیا بی‌ارزش یا حتی زباله میاد، تبدیل به یه کالا می‌کنن. اونا معتقدن وقتی مشتری می‌بینه با کمی خلاقیت، از هیچی چه چیز زیبایی ساخته شده، شگفت‌زده می‌شه.
منیج و متین هر کدوم علائق متفاوتی برای زندگی شخصی‌شون دارن. منیج عاشق رنگ سبز و متین عاشق بنفش و قرمز و خاکستریه و دوست داره اوقات فراغت‌ش رو تو کافه بشینه، قهوه بخوره و با دوستاش گپ بزنه. منیج ترجیح می‌ده یوگا و پیاده‌روی کنه، کتاب بخونه و شاید این وسطا سری هم به کافه بزنه. دکمه‌های ویرگولی اما زندگی این دو تا رو یه جورایی به هم وصل کرده و تبدیل به نقطه اشتراک این دو هنرمند شده.
دکمه ویرگول


نام و نام خانوادگی : منیژه مختاری و متین رسولی
برند: دکمه ویرگول
زمینه فعالیت : طراحی و ساخت دکمه های پارچه ای
خلاصه: متین و منیژه حدود یک ساله که ساخت دکمه های پارچه رو به شکل حرفه ای دنبال می کنند. این دکمه ها از چیزهای دور ریز درست میشه و این یک ویژگی خاص این برند محسوب میشه. سازنده های دکمه ویرگول تصمیم دارند یه برند شناخته شده جهانی و تخصصی تولید دکمه‌های دست‌ساز شود و هنوز در قدمهای اول موفقیت ایستاده اند. 
میتوانید طرح های بیشتر این دکمه های دستی را در صفحه دکمه ویرگول دنبال کنید

۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

لذت از زنده بودن

لذت از زنده بودن
برای شاد بودن و لذت بردن از اینکه زنده هستیم و یه روز دیگه آفتاب بالای سرمون می‌تابه و زمین زیر پامون سفته لازم نیست منتظر بهونه باشیم. برای لذت بردن منتظر هیچ اتفاق عجیبی نباشید. همین که زنده‌ایم به اندازه کافی عجیبه.
تماشای رشد یه گیاه، دیدن لبخند رو صورت یه بچه غریبه، تماشای آسمون آبی، شنیدن صدای یه دوست قدیمی … همه اینا می‌تونه به اندازه هر اتفاق هیجان‌انگیزی شادتون کنه، به شرط اینکه بخواهید از زندگی و هر بو، رنگ، صدا و موجودی که تو این زندگی جاریه لذت ببرید.
واقعیت اینه که خیلی از ما این کار رو نمی‌کنیم و برای شاد بودن منتظر دلایل بزرگی هستیم و فرصت‌های کوچیک لذت رو یکی یکی از دست می‌دیم. یه تحقیق خیلی جالب در این مورد هست که اینو بهمون ثابت می‌کنه. پژوهشگرا ویولونیست معروف، “جاش بل” رو دعوت می‌کنن که بیاد تو این تحقیق شرکت کنه. کاری که جاش باید می‌کرد این بود که ویولون ۳و نیم میلیون دلاری دست‌سازش رو برداره و بیاد تو یکی از ایستگاه‌های مترو واشنگتن دی‌سی بزنه. قبل از اینکه اون تو این پروژه تحقیقاتی شرکت کنه کنسرتی گذاشته بود که قیمت هر بلیت‌ش ۱۰۰ دلار بود. مردم کمی متوجه هنر اون شدن و ایستادن تا صدای سازش رو بشنون و لذت ببرن. عایدی یه روز نوازندگی اون تو مترو فقط ۳۵ دلار بود.
هر روز که از خواب بیدار می‌شید به خودتون بگید می‌خوام از روزم لذت ببرم. دنبال دلیل نگردید. بزرگ‌ترین لذت‌های دنیا مجانی‌ان. بفرمایید! همه‌شو با خودتون ببرید.

منبع: rangirangi